Solidarity with the green movement of Iran

The 11th February is going to be an important day for people of Iran in their fight for democracy. This is a day where all people who care for human rights stand up and demand equality and freedom for a nation who has been suppressed for years.

It is in our hands to create a brighter future not only for people in Iran, but all around the world, to reach a day that violence, suppression, executions and torture has become history.

After long and tedious discussions we have finally been able to attain the permission from the police, city council and the regional government to hold a legal gathering on the 11th of February. The purpose of the gathering is to come together in Perth city and reflect on the events and facts about our beloved homeland, Iran, for our friends, colleagues and our classmates in Western Australia. We hope to be able to get the green message of peace, freedom and human rights across through to our friends and members of the West Australian community truthfully.

Our program will not include chanting slogans or anthem. We will hold a visual exhibition of the post-election events in Iran through the gathering time. We will place a TV set at the place for showing videos of the verbally indescribable courage of the youth in Iran. We will also have music and speeches held at the place. In case any of you dear friends are interested in having a speech or reading out a poem in English to the crowd you are most welcome to contact us on Persians.Perth@gmail.com for the necessary arrangements to be done. A memorial notebook will be placed at the event for the attendants to express any sympathy, idea or memory they would want to share with others. During the event, packages including a brochure and a CD containing visual and written details of the Green movement in Iran will be distributed amongst the attendants and the passersby. The event will finish at 5:30pm after a statement is read by one of our group members.

We believe the Iranian government strongly fears the demonstrations of the people inside Iran and the gatherings held outside the borders of our homeland on the 11th of February. We see the arrest of the green activists inside Iran and threatening the activists outside Iran as a sign to this fear. We strongly believe that the movements of the Iranian communities living in foreign countries towards democracy for Iran will take part in the history of our homeland and the world. Movements such as gatherings and similar events are considered to be the least we can do in the honor of our beloved Iran.

Stand up with us for Human Rights: VIVA FREEDOM

Thursday 11th February- 4.00 pm
Forrest Place, Murray Street, Perth WA 6000
(Opposite post office building)

Best Regards
Persians in Perth

برنامه گروه برای روز 22 بهمن در شهر پرت

دوستان بزرگوار سلام

بعد از رایزنی های طولانی و خسته کننده بالاخره موفق شدیم که مجوز گردهم آیی قانونی برای روز 22 بهمن را از جانب دولت، پلیس و مسئولین شهری دریافت کنیم. هدف از گردهم آیی روز 22 بهمن در شهر پرت اطلاع رسانی و و انعکاس واقعیت های کشور عزیزمان ایران برای دوستان، همکاران و همکلاسی های مان در استرالیای غربی خواهد بود. امیدواریم که بتوانیم امانتداران خوبی برای انتقال پیام دوستی ، طلح طلبی، آزادی خواهی و دمکراسی خواهی و همچنین حقوق بشر جنبش سبز ایران به ساکنین استرالیای غربی باشیم.

از همه شما هموطنان عزیز که در شهر پرت ساکنید تقاضا داریم که علاوه بر انتقال پیام ما به دوستان ایرانی خود، بیشترین انرژی را برای دعوت از دوستان غیر ایرانی خود و از ملیتهای متفاوت در زمان اندکی که پیش رو داریم، بعمل آورید. عزیزان و هموطنان بزرگوار، رسانه شمایید.

هماهنگی های لازم با مطبوعات برای انعکاس خبر گردهم آیی ما انجام شده و در عین حال دوستانمان  برای پوشش تصویری این مراسم به ما کمک خواهند نمود. از گروههای غیر ایرانی سیاسی که در شهر پرت فعالیت می کنند نیز برای شرکت و سخنرانی در مراسم دعوت به عمل آمده. لطفاً نشانه های سبز را با خود همراه آورید و اگر نگرانی در مورد تصویربرداری از این مراسم را دارید صورت خود را با پارچه های سبز بپوشانید.

برنامه ما بدون شعار و سرود خواهد بود. در این گردهم آیی نمایشگاه عکس برگزار خواهد شد که در آن عکس های وقایع اخیر ایران به نمایش درخواهد آمد. تلویزیونی به محل خواهیم آورد تا فیلم های حوادث ایران را به دوستانمان نمایش دهیم. در عین حال مراسم ما همراه با موسیقی و سخنرانی خواهد بود. از دوستان غیرایرانی خود برای سخنرانی در این مراسم دعوت کردیم. اگر شما عزیزان تمایل به سخنرانی و یا خواندن شعر به زبان انگلیسی دارید لطفاً با ما با همین آدرس ایمیل در تماس باشید تا هماهنگیهای لازم صورت گیرد. دفترچه یادداشتی در محل قرار خواهد گرفت که دوستان مطالب خود را در آن مندرج نمایند. در طول مراسم بسته ای حاوی سی دی و بروشور حوادث ایران بین رهگذران و حاضرین توزیع خواهد شد. مراسم ما با یک بیانیه در ساعت 5.30 بعد از ظهر روز پنجشنبه به پایان خواهد رسید.

ما معتقدیم که حکومت ایران از راهپیمایی سبزها در روز 22 بهمن در داخل ایران و از مراسم و گردهم آیی های ایرانیان در خارج از مرزهای سرزمین عزیزمان هراس دارد و نشانه های آن دستگیری بسیاری از همکلاسی ها، رفقا، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی در دهه موسوم به فجر در داخل ایران و تهدید فعالین سیاسی خارج از کشور است تا با ایجاد فضای رعب و وحشت برای فعالین جنبش سبز به مقاصد خود دست بابند. ما معتقدیم که فعالیت های ایرانیان خارج از کشور در این مقطع حساس از مبارزات آزادی خواهانه ملت ایران در تاریخ درج خواهد گردید. برای ایرانی که عاشقانه دوستش داریم این حرکت و حرکت هایی نظیر این کمترین کاری است که می توانیم انجام دهیم.  در ادامه این نوشتار که از شما درخواست می گردد به دقت مطالعه فرمایید راهکارهای ترغیب دوستانتان به تشریف فرمایی به این مراسم یادآوری می گردد. لطفا این نکته را مد نظر قراردهید که تعداد زیاد شرکت کنندگان در این مراسم گزارش رسانه ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

روش های دعوت و ترغیب دوستان ایرانی و غیرایرانی برای شرکت در مراسم:

فیس بوک: برای دعوت از دوستانتان اگر در فبس بوک عضو هستید لطفاً آدرس زیر را به اشتراک گذاشته (Share کنید) یا با استفاده از همین آدرس از دوستانتان دعوت بعمل آورید. همچنین می توانید پیغامی که در متن این آدرس موجود است را به آدرس فیس بوک دوستانتان ارسال نمایید.

http://www.facebook.com/event.php?eid=295909297540

وبلاگ: از دوستان ایرانی خود بخواهید که از آدرس وبلاگ ما برای اطلاع بیشتر استفاده نمایند.

بالاترین: اگر عضو بالاترین هستید لطفاً برای اطلاع رسانی بیشتر به لینک ما امتیاز دهید. امتیاز به این لینک علاوه بر اطلاع رسانی به ایرانیان در استرالیا این امکان را به ما می دهد که فعالیت های خود را به اطلاع جامعه مجازی ایرانیان و همچنین ایرانیان داخل کشور برسانیم.

با جستجوی عنوان زیر به لینک ما  در بالاترین دسترسی پیدا خواهید کرد.

http://balatarin.com/permlink/2010/2/9/1946138

مراسم ایرانیان ساکن استرالیای غربی (شهر پرت) در روز 22 بهمن

ایمیل: چهار فایل از طریق ایمیل برای شما ارسال می گردد. لطفاً با پرینت و نصب آن در محل کار و یا تحصیلتان دوستانتان را ترغیب به شرکت در این مراسم کنید. اگر ایمیلی از جانب ما به شما ارسال نگردیده، لطفاً تصویربالا را پرینت بگیرید.

رسانه: خبر گردهم آیی ما در بی بی سی فارسی، رادیو فردا، صدای امریکا ، پیک ایران، گویا نیوز و اخبار روز از طریق خود ما انتقال داده خواهد شد. برای پوشش خبری این مراسم در رسانه ای گروهی شهر پرت لطفاً به آدرس های زیر ایمیل بزنید و از آنها بخواهید که مراسم ما را پوشش خبری  دهند.  با توجه به تجربه های قبلی معتقدیم که تعداد زیاد ایمیل و یا تماس تلفنی در نحوه پوشش خبری و گزارش این مراکز خبری تاثیر خواهد داشت.

The West Australian:

Tel: (08) 9482 3111

Perth Now:

Email: newtona@perthnow.newsltd.com.au

Phone: (08) 9326 8326

THE AUSTRALIAN:

Email : WA@theaustralian.com.au

Phone: (08) 9326 8412

The Sunday Times:

Email: weirs@sundaytimes.newsltd.com.au

Phone: (08) 9326 8212

Perth Indymedia:

Email: imcperth-editorial@lists.perthimc.asn.au

Australian associated press:

Email: news.perth@aap.com.au

Phone: +61 (8) 9421 2211

Channel 7 Perth:

news@7perth.com.au

Phone: (08) 9344-0777

زمان مراسم:

ساعت شروع مراسم 4 بعد از ظهر روز پنجشنبه 11 فوریه و زمان اتمام آن ساعت 5.30 بعد از ظهر همان روز خواهد بود.

مکان مراسم:

(Front of Myer store and Post Office) Forrest Place / Murray Street, Perth WA 6000

با تشکر از همه شما عزیزان

حاصل عمر گابريل گارسيا ماركز

به انتخاب یحیی تدین در سایت Persian Cartoon

• در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران هم. 
• در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. 
• در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می كند. 
• در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. 
• در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می سازد. 
• در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم. 
• در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند. 
• در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است. 
• در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. 
• در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. 
• در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد. 
• در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت های بد است. 
• در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می شود. 
• در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. 
• در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

برای او که گونه هایش گل رز را می مانست (باران آلاداغ)

همکلاس سالهای آخر دبیرستانم بود. ردیف وسط، نیمکت سوم می نشست. ریزِ میزه بود ولی علاقه ایی به جلو نشین بودن نداشت. عینک ته استکانیش با آن قاب کائوچوییِ قهوه ایی رنگ، همان لحظه ی ورودِ هر تازه واردی ، متمایزش میکرد. شاگرد اول کلاس بود.

وقتی از اومی پرسیدم :” دانشگاه چه رشته ایی می خوای بخونی؟؟؟؟”

لبخند می زد

وقتی با دستپاچگی بیشتر، خودم جواب می دادم ” حتما پزشکی!!!!؟”

با خونسردی لبخندی گَل و گشادی تحویل میداد و ردیف دندانهای سفید و مرتبش را با سیمی که دور آنها پیچیده شده بود را به یکبار نشانم میداد و میگفت “من دانشگاه نمیرم، یعنی نمی تونم برم.” بدون هیچ حرفی اضافه میکرد ” ما بهایی ها حق رفتن به دانشگاه رو نداریم.”

با اینکه برایم عجیب بود. بیشتر نمی پرسیدم و او هم توضیحی بیشتر نمیداد. به راحتی از کنار این قضیه می گذشتم ولی باز سوالش در ذهنم بازی میکرد و هر وقت فرصتی دست میداد، دوباره می پرسیدم.

آن روزها دلم می خواست دوستم باشد. او با همه دوست بود و اگر مرور دوباره درسها اجازه میداد، با همه خوش و بشی داشت. بیشتر بخوانید…

دلواپسی (باران آلاداغ)

پنجه اش را انداخته بیخ گلویم و فشار میدهد. هر آن تنگ تر می شود و تنگ تر، در پوست گلویم فرو می رود.

بازوانم از دو طرف آویخته اند، سرم به شانه ام می افتد، سست و لخت ، آسمان در قاب نگاهم ظاهر می شود ، لکه های آبی و سفید ، سفید و آبی و باز سفید و سفید و آبی.

می چرخم و باز می چرخم . کسی ما را غربال می کند. دنیا ما را غربال می کند ، تاریخ ما را غربال میکند و چه بی رحم است .

می چرخم و گلویم خشک است و گرفته . بغضی هزار ساله در گلویم چنگ انداخته و خفه ام می کند. گویی قلوه سنگی را درسته قورت داده ام و از پس آن بر نمی آیم. آب می خورم .کاش آب تمام اقیانوس را بالا می کشیدم.

اقیانوسی در درونم می جوشد …………….

باز آبیو سفید , سفید و سفید و سفید و آبی. آتش درونم خاموشی ندارد تا چشم کار می کند آبی و سفید وآبی

کمی بیشتر بفشار و راحتم کن

آبی و سفید

و باز سفید و آبی , آبی و سفید و سفید و سفید و سفید …………